برنامه ريزي راهبردي افراد كارآمد چگونه است؟

۱٫ شما رئيس گروه خودتون هستيد اين به اين معني كه هر اتفاقي براي كسب و كار شخصي شما مي افته فقط و فقط به خود شما بستگي داره نه هيچ كس ديگه.

نميتونيد از كس ديگه اي انتظار انجام كاري براي خودتون داشته باشيد در اين مورد قانوني وجود داره به نام قانون احترام بر اساس اين قانون هر چقدر بيشتر مسئوليت كارهايي را كه انجام ميديم بپذيريم افراد بيشتري براي كمك كردن به شما بسيج ميشن و برعكس هر چقدر بيشتر بخواين ديگران را مجبور كنيد براي شما كاري انجام بدن بيشتر از دست شما فرار ميكنن.

طوري كه انگار يك بيماري واگيردار خطرناك دارين.

بنابراين هميشه فرض رو بر اين بذارين كه همه كارا رو بايد خودتون انجام بدين.

۲٫ هدف برنامه ريزي استراتژيك افزايش بازگشت انرژيه،بازگشت انرژي ! هدف از برنامه ريزي در تجارت سرمايه گذاري مجدد درآمدهاست براي افزايش سود كارخانه و افزايش توانايي كار با سرمايه در يك سازمان.

اما سرمايه شما ذهني، احساسي و انسانيه.

 

وظيفه ي شما اينه كه بيشترين استفاده رو از ذهن احساسات و سرمايه هاي هوشي خودتون ببرين.بيشترين بازگشت انرژي!

۳٫ افراد موفق داراي برنامه هاي استراتژيك خوبي هم هستن چون يه برنامه ي مناسب ميتونه اين اطمينان رو به شما بده كه بيشترين مقدار انرژي اي رو كه سرمايه گذاري كرديد به دست بياريد.

 

به ياد داشته باشيد خيلي افراد زمان زيادي كار ميكنن و همچنان فقيرن و برخي ديگه به همين مقدار كار در همون زمان در همون رشته ميليونر ميشن با اينكه تقريبا با درآمدي مشابه با گروه اول شروع كردن!

 

افرادي كه ثروتمند ميشن براي خودشون برنامه دارن .

الف) در تحقيقي كه در سال ۱۹۵۳-۱۹۷۳ انجام شد از دانشجوهاي فارغ التحصيل پرسيده شد چه تعداد از شما اهداف خودتون رو مكتوب كردين و براي خودتون برنامه ريزي كردين كه بعد از اتمام دانشگاه به اهداف خودتون جامه ي عمل بپوشونين؟

با كمال تعجب مشخص شد كه فقط ۳٪ اونا اهداف مكتوب دارن !

۱۳٪ تو زندگي خودشون هدف دارن ولي اون رو مكتوب نكردن و ۸۴٪‌ باقي مانده هيچ هدفي تو زندگي ندارن !

وقتي ۲۰ سال بعد به سراغ اين گروه رفتن و وضعيت مالي و اجتماعيه اونارو بررسي كردن متوجه شدن كه همون ۳٪ بعد از اين ۲۰ سال ثروتشون از مجموع ۹۷٪ باقي مانده بيشتر بود .

بعضي از اين ۳٪ رتبه هاي بالاي كلاس بودن و برخي رتبه هاي پايين. برخي وارد صنعت شده بودن برخي تجارت و برخي وارد امور مالي و سرمايه گذاري.
برخي ازدواج كرده بودن و برخي شكست خورده بودن.
برخي به شرق رفته بودن و برخي به غرب.
منظورم اينه كه هيچ شباهتي بين اونا نبود.

 

تنها شباهت اونا اين بود كه با تمركز بر اهدافي كه ۲۰ سال پيش نوشته بودن از دانشگاه خارج شده بودن .

در سال ۱۹۷۹ همين سوالات از فارغ التحصيلان دانشكده ام بي اي پرسيده شد كه باهوشترين گروه دانشجوها در آمريكا هستن.
باز هم به همين ارقام رسيدن!

محققا متوجه شدن كه اون ۱۳٪ بعد از ۲۰ سال درآمدي دو برابر گروهي داشتن كه هيچ هدفي نداشتن و گروه ۳درصدي درآمدي حدود ۱۰برابر ۹۷ درصد باقي مانده داشتن .

اين آمار بارها و بارها تكرار شده.
كساني كه برنامه هاي مالي بزرگي داشته باشن اقدامات مالي بزرگي انجام ميدن.

درواقع بانگاه كردن به برنامه هاي مالي خودتون ميتونيد متوجه بشيد چقدر در زمينه ي مالي جدي هستيد. اگر برنامه هاي مرتب و دقيق و دسته بندي شده داريد پس در مورد وضعيت مالي خودتون جدي هستين .
فقط كارهاي شما تاثير گذاره نه اون چيزي كه آرزو دارين.

۴٫ داشتن برنامه ريزي استراتژيك مناسب سرعت رسيدن به موفقيت رو زياد ميكنه .

۵٫ همه ي برنامه ريزي هاي استراتژيك برنامه ريزي هاي بازارن. يعني هدف از همه ي برنامه ها افزايش اعداد ماليه .

۶٫ با اهداف درآمد و فروش شروع كنيد. از اونجايي كه بحث اصليه ما فروشه بايد مشخص كنيد ميخوايد چقدر درآمد داشته باشيد و براي اين مقدار درآمد چقدر بايد فروش داشته باشيد. بهترين و موفق ترين افراد كسايي هستن كه ميدونن انتظار چه درآمدي رو دارن و حساب كردن براي داشتن چنين درآمدي بايد چه برنامه ريزي هايي انجام بدن .

 منبع : ذهن كوك


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ،


تاريخ : ۲۱ مهر ۱۳۹۸ | ۱۱:۱۸:۵۹ | نویسنده : باقري | نظرات (0)
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]
.: Weblog Themes By Bigsite :.